تبلیغات
.••ღThe First Korean Web $toriesღ••. - Five Great Love - Ep 4

شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

دوشنبه 24 تیر 1392

Five Great Love - Ep 4



سلاااااااااااام به همه؟
خوبید؟ نماز وزه هاتون قبول.
مارو هم سر سفره افطار دعا کنید.
راستی بابت نظرایی که برام میزارید ممنون. واقعا باعث دلگرمیه.

خب اینم پوسترت جدید.از حالا به بعد هر سه قسمت یه پوسترت میزارم .حالا نظرتون درباره این پوسستر چیه؟




یه هفته از اومدن پسرا و دخترا به آپارتمان گذشته بود و شرکت تصمیم گرفته بود دوتا واحد پایین رو برای مهمونای خارجیشون در نظر بگیره تا آپارتمان خیلی شلوغ نشه . پسرا داشتن روی یه آلبومه جدید کار می کردن و بیشتر اوقات خونه بودن یکی از دوتا سالنایی که دو طرف پذیرایی قرار داشت رو برای سالن تمرین موسیقی و اون یکیو برای تمرین رقص در نظر گرفته بودن و هرروز کار می کردن . اون روز همگی از صبح تمرین میکردن تا یه آهنگ خوب آماده کنن . می خواستن واسه آلبوم جدیدشون که دومین آلبومشون بعد از برگشتن دوباره اشون کنار هم بود ، همه کارای آهنگارو خودشون انجام بدن از شعر تا طراحی رقص به خاطر همین خیلی سخت کار میکردن . ظهر شده بود و چون کسی حوصله درست کردن ناهار نداشت زنگ زدن از بیرون براشون غذا بیارن . وقتی صدای زنگ در اومد کیو به سمت در رفت و غذا رو گرفت و به داخل اومد . پسرا با فهمیدن بوی غذا به سمت آشپزخونه حمله کردن.
کیو : یواش تر به همتون می رسه
پسرا سر میز نشستن و شروع کردن به خوردن.
جونگمین : نمیدونم این دخترا توی این شرکت چی کار میکنن که صبح زود میرن بیرون و دیر وقت برمیگردن ...
هیونگ : آره قیافه هاشونم خیلی داغونه وقتی برمی گردن .............
هیون : کیا رو می گید ؟
کیو : هیون یعنی واقعا که ..........
یونگ : اینقدر این لیدر ما سرش شلوغه که نمی دونه اینا دارن درباره دخترای همسایه حرف میزنن ؟
هیون : خب حالا ..........
کیو : راسی واسه منم جالب بدونم اینا چی کار می کنن
جونگمین : اونو هنوز کشف نکردم . ولی اسماشونو فهمیدم ولی نمیدونم کدوم به کدومه .
هیونگ : اون وقت چجوری کشف کردی ؟
جونگمین : خب اگه دقت کرده باشی واحد اونام مثه واحد ما میمونه .توی اون اتاقی که به حیاط پشتی بالکن دارن اون دختر کارته بازه و اون دختر پرروه هستن که اسم یکیشون چوهی اسم یکیشون جون هی ولی نمیدونم چون در بالکناشون باز کرده بودن از توی اتاق داشتن همدیگه رو صدا میزدن و من نفهمیدن که صداها از کدوم اتاق میاد.
کیو : یعنی تو گوش وایستادی ؟
هیونگ : اولا این که چیزه جدیدی نیست . دوما جونگمین بگو دیگه چیا فهمیدی؟
جونگمین : اون دوتای دیگه ام تو اتاقای رو به روین و اسمشون هیورین و تائه هیه.
هیونگ : خب ..........
جونگمین : خب همین دیگه ........
هیونگ : خاک بر سرت فقط همین ...... زحمت کشیدی
جونگ مین و هیونگ در شرف یه دعوا قرار داشتن که اتفاقی مانع بروز این دعوا شد
------------------------------------------
یه هفته از شروع کارشون توی شرکت گذشته بود و قرار شده بود که اونا باید سعی میکردن که پروژه هایی رو که شرکت برای انجام میگرفت رو برای خودشون کنن. یه هفته گذشته بود و اونا نتونسته بودن از چنتا پروژه ای که شرکت گرفته بود پروژه ای رو مال خودشون کنن و اگه این جوری پیش می رفت دیگه هیچ پولی براشون نمیموند .آخر هفته بود و اونا خیلی خسته شده بودن و دیگه نای اینکه تا دیر وقت بمونن رو نداشتن . تصمیم گرفتن به خونه برگردن و به طرحای جدیدی برای گرفتن پروژه فکر کنن . به سمت خونه به راه افتادن . سر راه جون هی ماشین رو دم رستورانی نگه داشت ولی چون اونا اصلا حوصله نداشتن تصمیم گرفتن ناهار رو خونه بخورن. جون هی غذا گرفت و سوار ماشین شد وبه سمت خونه حرکت وقتی به خونه رسیدن با صحنه ای رو به رو شدن که باعث تعجب همشون شدن و همگی به سرعت از ماشین پیاده شدن و به سمت خونه دویدن.
چوهی : یعنی خونه آتیش گرفته ؟؟؟؟؟؟؟...........
هیورین : آخه چطوری ؟؟؟؟؟؟؟؟............
جون هی : چرا فقط از پنجره های واحد سه دود بیرون میاد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟............
دخترا که حالا وسط حیاط رسیده بودن با حرف جون هی ایستادن و یه بار دیگه به ساختمون نگاه کردن .حق با جون هی فقط از پنجره های واحد سه دود بیرون میزد . جون هی می خواست حرفی بزنه که صدای جروبحثی رو از توی الاچیق گوشه حیاط شنید . بقیه دخترام به طرف الاچیق برگشتن . پسرا داشتن سر اینکه این اتفاق تقصیر کیه جر و بحث میکردن و تقصیرو گردن همدیگه می انداختن . دخترا با دیدن پسرا که صورتشون از دود سیاه شده بود و موهاشون بهم ریخته بود زدن زیر خنده . ( پسرا رو با این قیافه تصور کنین)



پسرا که تازه متوجه دخترا شدن با تعجب به اونا نگاه کردن و جونگمین گفت : شما دخترا به چی می خندی ؟ اگه چیزه خنده داری هست بگید ما بخندیم.....
جون هی که به شدت میخندید و دلشو گرفته بود گفت : شمام اگه یه نگاه به خودتون و دوستاتون بندازین مثه ما میخندید . راسی جناب پارک جونگمین الان با این سر وضع کاملا میشه گفت که شما جذابترین فرد گروهی.....
پسرا یه نگاهی به همدیگه کردن و تازه متوجه وضعیت همدیگه شدن و زدن زیر خنده .
جونگمین : شما پسرا چرا این شکلی شدین ؟
هیونگ : تو خودت وضعیتت بدتر از ماست......
جونگمین : چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چی گفتی ؟؟؟ .......... یالا یکی یه آینه بده من ...........
کیو : آخه آینه از کجا بیاریم تو این وضعیت .......
جونگمین : هی شما دخترا آینه ندارین ...
جون هی : چرا من تو کیفم دارم .....
جونگمین به سمت جون هی رفت و آینه رو ازش گرفت و خودشو نگاه کرد . با تعجب گفت : آآآآآآآآآآآههههههههه....... چی کار کنم .......این دیگه کیه توی آینه ........... من چرا این شکلی شدم......
پسرا به سمت جونگمین اومدن . هیون : حالا چهره واقعی تو دیدی .... و آینه رو از دست جونگمین گرفت و توش نگاه کرد
هیون : وااااااای ....... این دیگه چه قیافه ایه
جونگمین : چهره واقعی کیم هیون جونگ .........
و زبانکی برای هیون در آورد نوبت یونگ بود که آینه رو از هیون گرفت و توی اون نگاه کرد.
یونگ : وای خدای من ......... این آینه یه مشکلی نداره ...... این من نیستم ..... این واقعی نیست.
کیو آینه رو از یونگ گرفت و گفت ولی این واقعی داداش و بعد به آینه نگاه کرد
کیو : وااااااااااااااااااااااااای ......... موهام .........صورتم ......
هیونگ جلو اومد و آینه رو از کیو گرفت و بهش نگاه کرد و چیزی که تو آینه می دید و باور نمی کرد به خاطر همین آینه انداخت زمین و شکوند .
جون هی : چی کار می کنی ؟ چرا آینه منو می شکونی ؟ قیافه هاتون این شکلی شده چرا سر آینه من خالی می کنین ؟
هیورین : حالا چرا قیافه هاتون این شکلی شده ؟
چوهی : چرا از تو خونه دود بیرون میاد ؟
تائه هی : اگه خونه آتیش گرفته چرا به آتیش نشانی زنگ نزدین ؟
جونگمین : دخترا یواش یواش ....... یه نفس بکشین بعدا هی سوال بپرسین ........ اول هیونگ شما جواب این خانمو که آینه شو زدی شکوندی بده ....
هیونگ : شرمنده ........ ببخشید .... من خیلی شوکه شده بودم.....
جون هی : دشمنتون شرمنده . آینه قابلی نداشت ولی مثه اینکه خیلی شوکه شدین
جونگمین : خب بسه حالم بد شد ....... دیگه چی پرسیدین .......آهان ..... مام نمیدونیم چه اتفاقی افتاد فقط وسایل برقی جرقه زدن و از شون دود بلند شد ......
کیو : فک کنم اشکال از وسایل برقی بود ........
یونگ : آخه همه وسایل با هم مشکل پیدا میکنن ؟؟؟؟!!!!!!!!!!.....
هیون : یونگ راست میگه از برق شهر نبود ؟؟!!!!!!!!!!..........
جون هی : فک کنم اینجا یه نفر باشه که بتونه بفهمه مشکل از کجاست ....
پسرا به دهن جون هی چشم دوختن تا ببینن اسم کی رو میگه
--------------------------------------------------------------------------------------
خب چطور بود؟ نظر یادتون نره.
خب دو نکته میخوام بگم
اول اینکه از این به بعد آخر هر قسمت یه عکس از طبیعت که خودم گرفتمو براتون میزارم.
خب حالا اولین عکس. این عکس مال سال گذشته است که من اراک درس میخوندم. تو اتوبوس نشسته بودمو داشتم برمی گشتم قم. بیرونم از صبح برف میومد . خیلی قشنگ بود.



دوم اینکه از شنبه که شبکه آریرانگ یه برنامه پخش کرد منو خواهرم همش باهم بحث میکنیم. برنامه اش درباره 5 تا هنرمند خوش هیکل توی لباس شنا بود و درباره هیکلاشون حرف میزد که طبق نظرسنجی که از تماشاچیا گرفته بودن رین سوم شد هیونگ جون دوم . حالا از اون جایی که خواهر من عاشق رینه میگه رین باید دوم میشد هیونگ جون سوم . حالا شما بگید توی این عکس کدوم یکی خوش هیکل ترن؟ لطفا با صداقت جواب بدین خیلی مهمه.





می توانید دیدگاه خود را بنویسید
aidaheo دوشنبه 22 تیر 1394 04:25 ب.ظ
ماله رین بد نیس ولی به پایه ماله هیونگ نمیرسه من که سکته زدم
HyUn love شنبه 5 مرداد 1392 10:23 ب.ظ
به نظر منم هیکل هیونگ بهتره......
مرسی بابت داستان خوشگلت عسیسم
* maHsa * پاسخ داد:
ممنونم عزیم هم داستانمو خوندی و هم نظر دادی
B.K جمعه 4 مرداد 1392 11:49 ب.ظ
من موندم جونگ مین این اعتماد به نفس و خونسریدی رو از کجا اورده!!!!
خب من مبگم هیونگ،خب من اصلا بهن عادلانه قضاوت کردن اهمیت نمیدم،به نظر من هیکل هیونگ خوشگل تره،این نظر منه!
مرسی من میرم ادامه رو بخونم.
* maHsa * پاسخ داد:
دقیقا اعتماد به سقف دارن اشون
ایول دمت گرم........... همین الان به خواهرم نظرتو گفتم بعد این جوری خندیدم ...هااهاههااههاهاهاهاهاهااهاهاه
ممنون عزیزم من منتظرم
kimsara پنجشنبه 3 مرداد 1392 03:47 ب.ظ
عالییییییییییییییییی
درباره اون نظرسنجیم گم کههههه
تو فیسی بود منم به هیونگ رای دادم ولی از روی تعصب دابل اسی بودن وگرنه رین و تک یون خوش هیکل ترن
اقا نزن
* maHsa * پاسخ داد:
مرسی عزیزم
نمیزنمت ولی الان خواهرم در پوست خودش نمیگنجه
ولی بااین حال عشق من توی اون نظر سنجی بالاتر از رین بود
خخخخخخخخخخخخخ
الماس شرق پنجشنبه 27 تیر 1392 10:22 ق.ظ
هوووووووووووووم!!! رین یا هیونگ!
مسئله اینست!!! خخخخخخخخخخخخ
.
خووووووووو!! من الان دارم یه فیلم از رین میبینم، به شدت جوزده ی اوشون هستم این روزا!!!! یعنیییییییی خود عقشششششششششه!!^^
جیگررررررررررررررریه! ^^
.
قربوووووون دلم برم ک کاروانسراس!!! خخخخخخخخخخخخخخخخخخ
.
ولییییییییی با همه ی این حرفا واقعا بی طرف قضاوت موکونم! ))))
به نظرم هیکل رین بهترررررررره! ^^
.
حالا بنده الفرار!!! :دی
.
بوووووووووووووووووش و بخلللللللل اجی***
* maHsa * پاسخ داد:
واقعا الان توی خونه مام مسئله این است
بللللللللللللله.......... کدوم فیلمشو؟.. مام خودمون فول هوس تازگی دیدیم و به شدت خدمتش ارادت داریم..... باخواهرم همش اداهاشو در میارم
غصه نخور عین خودمی الان یه چند روزی از دست هیونگ عصبانیم فرستادمش پیش داداشش .... جدیدا رفتم تو نخ هان بیول از گروه لید اپل....... وای چقد با مزه اس
من اگه دستم بهت نرسه............... میکشمتتتتتتتتتتتت............. تو باید طرف منو بگیری نه خواهرمو
حالا وایسا دستم به تو که نمیرسه ببین چه بلایی سر هویجت میارم
.
شوخی کردم. بووووووووووووووووووووووووووووووس
راستی خواهرم میگم بی خود نیست من این همه شقایق دوست دارم نگو دلیلش اینه
الماس شرق پنجشنبه 27 تیر 1392 10:19 ق.ظ
واااااااااااااااای!
این عکسه طبیعت محشرررررررر بووود***
بابا هنرمند^^ ****
کارت بدجوری درسته^^ *****
* maHsa * پاسخ داد:
ممنون عزیزم
الماس شرق پنجشنبه 27 تیر 1392 10:18 ق.ظ
ههههههه!! فک کن قیافه های سوخته رو!!!!
یعنی واقعا دلم خواست یه بار اینجوری ببینمشون!!! خخخخخخخخخخخخخخ
.
قیافه ی واقعی کیم هیون جونگ!
چهره ی واقعی جونگمین!
* maHsa * پاسخ داد:
دقیقا منم خیلی دوست دارم اینطوری ببینمشون
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
الماس شرق پنجشنبه 27 تیر 1392 10:16 ق.ظ
سیلاااااااااااااااااااااااااااااااااام مهساااااااااااااااااااا جوووووووووونم
خووووووووووووووفی قربوووووووووووونت*******
.
بنده را عفو فرماااااااااااااااایید!! ^^
بوخودا قول میدم زود زود بوخونم داستان قشنگتو جیگرررررررررررررر
.
ای جووووووووووووووووونم!!
چقدر این داستانوووووووووو دوس دارم!!
خیلیییییییی پسرا شیرینن!
به خصوص هویجممممممممممم^^
این قسمت بسی محشر بووود^^
.
میسیییییییییییییییی^^
بووووووووووووووش و بخلللللللللللل****
* maHsa * پاسخ داد:
سلاااااااااام عزیزم
منم خوبم
خب بخشیدمت. باشه قبوول کردم
یعنی این پسرا قند و عسلن
هویج شما که جای خود داره . یعنی من خودم هر قسمت از دست این داداشم میخندم کلیییییییی
بازم ممنونم گلم
بوووووووووووووووووووووس و بخخخخخخخخخخخخخخخخخخخل
Maryam***** چهارشنبه 26 تیر 1392 05:45 ب.ظ
من داستان دارم می ذارم تمام دابل نقش اول هستن
تیزرش رو گذاشتم قسمت اول هم شنبه میذارممممممممممممممممم
هیونگگگگگ بسی پررنگ نقشش خواستی لطف کن و بوخونش دی
آدرسش رو برات گذاشتمممممممممم
* maHsa * پاسخ داد:
ممنون عزیزم که گفتی من رفتم تیزرتو خوندم خیلی جالب بود منتظرم باش حتما میام میخونم
میترا -
من هیکل رینو الان نمیدونم چ شکلیه .
تو این عکسی ک گذاشتی هیکل هیونگ خییییلی بهتره .
تو نت سرچ کن :
rain bi ninja assassin
اون جا هیکلش وحشتناکه !!!!
ولی طبق اون عکس میگم هیونگ بهتر تر تر تره !
عکس طبیعت هم عالی بود . عکاس خوبی هستیا !
من عاشق مناظر برفی ام !
منظورم از مختصر و مفید همون جمله ی خودم بود . که گفتم عکسا باز نمیشن .
* maHsa * پاسخ داد:
خودم میدونم هیونگ هیکلش بهتره.مهمم همینه که من بدونم. این نظر سنجی فقط به خاطر خواهرم بود نمیدونی دیروز که نظرتو براش خوندم هی میگفت میترا عاشقتم . یه دختر فهمیده توی این وبتونه اونم میتراست...............خخخخخخخخخخخخخخ
آره عکساشو دیدم ولی همشون یا باز نمیشد یا کیفیتش بد بود. راستشو بخوای به نظر من هیکلاشون در یه حده ولی رین درشت تر میزنه.
آره خیلی بهتره راستش وقتی عکسشو نشون خواهرم دادم اولش هی میگفت این هیونگ نیست بعد دید کم آورده گفت این عکس رو نزاری اینجا هیونگ خیلی خوش هیکل شده.........خخخخخخخخ
مرسی ممنون. منظره اش عالی بود تازه دو هفته قبلشم برف اومد ولی یادم رفت عکس بگیرم اون خیلی قشنگ بود. جالبیه اراک این بود که دور تا دورش کوه بود وقتی برف میومد همیشه تا یه هفته یه طرف شهر هنوز پوشیده از برف بود یه طرفش خشک بود.
خب پس خیالم راحت شد
میترا -
مختصر و مفید : هیچ کدوم از عکسا واسم باز نشد !
از اونجایی ک هم خدمت هیونگ و هم رین قبلا ارادت داشتیم و دیدیمشون ، باید بگم ک من هیکل رین رو بیشتر دوست دارم !
داستان باحال بود . خوشم اومد . جانگ مین گفتنتم درست شده !B-)
* maHsa * پاسخ داد:
کم بودنش تقصیر خودم شد حساب کتاب قسمتا از دستم در رفت.
واقعا عکسارو باز نکرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حتی پوسترو؟؟؟؟؟؟؟ سایت آپلودش همون قبلیاس
پس خوش به حال مینا ......... خخخخخخخخخخخخخ
مرسی عزیزم. بله . رفتم همه جانگمینا رو کردم جونگمین. جالب اینکه یه خط در میون جانگمین و ج.نگمین نوشته بودم . خودمم قاطی کردم.
seok دوشنبه 24 تیر 1392 09:35 ب.ظ
سلام عزیزم
یه وب زدم که برای داستان برای نقش مقابل دابل اس پارتنر میخوایم حتما سر بزن
با تبادل لینکم موافق بودی حتما بگو
* maHsa * پاسخ داد:
سلام عزیزم
حتما سر میزنم
اینو باید توی پست ثابت به مدیرا بگی
پگاه دوشنبه 24 تیر 1392 08:08 ب.ظ
هیون خطوط بدنش عمیق تر و س ک سی تره


اینم برای مینا:رین بازوهاش خوشگلتره
* maHsa * پاسخ داد:
اولا هیون نه هیونگ . همین هیکلشه که منو دیونه کرده
مینا : خوشحالم که حداقل تو رو دارم ...............هیییییییییییییییییییییییییییی
mahsa دوشنبه 24 تیر 1392 06:34 ب.ظ
بلییییییییییییی.بلییییییییییییی.ماامدییییییییم
خوش امدییییییییییییییییییییییم.
عاغا خیلییییییییییییییییییییی باحاااااااااااااال بود مهساییییییی مرسیی..یعنی یه لحظه قیافه هاشونو بعد اتیش سوزی تصور کردمم.منفجرش دم ازخنده.بیشاره هیونگمممممممم

کککککک جونگمینم فوضولههههه هااااا.......اخرش این بلا سرش اومددددد
عکس جادتم عالی بود..ببینم توامم ثه من عاشق عکاسی نه؟؟؟؟؟
وایم هساااااااا.....حیف...دوتاهوو تفاهم داشته باشن
مهسایییییییییییییییییییی عزیزززم عالی بود
راستی گوشیمم .قراره یکی دیگ هبستونمممم
بووووووووووووووووووووووووس
* maHsa * پاسخ داد:
خوش اومدی
آره منم خودم وقتی مینوشتم میخندیدم وقتی عکسو گذاشتم که دیگه هیچی...........
آره فضوله دیگه .........خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
آره عاشق عکاسیم هر جا میریم سریع دوربین موبایلمو روشن میکنم عکس میگیرم
آره حیف .......... چه تفاهمی داریم ما
مرسی مهسا جون
پیشاپیش گوشیه جدید مبارک
بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس
رنت دوشنبه 24 تیر 1392 06:25 ب.ظ
سلام عزیزم مرسی داستان عالی بود
در مورد عکس باز نشد ببینم نظر بدم :(
اون عکس جاده هم خیلی قشنگ بود مرسی
منتظر ادامه اش هستم
* maHsa * پاسخ داد:
سلام ممنون عزیزم
واقعا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بازم ممنون
رویا دوشنبه 24 تیر 1392 01:00 ب.ظ
راستی به نظرم هیونگ خوش هیکل تره
* maHsa * پاسخ داد:
خب اینو یکی به خواهر من بگه هر چی میگم میگه نه
خخخخخخخخخخخخخخخ
رویا دوشنبه 24 تیر 1392 12:59 ب.ظ
خخخخخخخخخخخ...باحال بود این قسمت مهسا جونچه عکس قشنگی...یه سوال مهسا جونم چون توی قم زندگی میکنی و اراک هم درس خوندی پس باید بدونی "تفرش"کجاست.درسته؟ آخه ما اصلیتمون تفرشیه
* maHsa * پاسخ داد:
ممنونم رویا جون. بله که میدونم کجاست. رستش همیشه منتظر اتوبوسای اراک که بودیم راننده هایی که میبردن تفرشو میدیدیم
Maryam***** دوشنبه 24 تیر 1392 11:58 ق.ظ

* maHsa * پاسخ داد:
ممنون
بوووووووووووووووووووووووووس
selia دوشنبه 24 تیر 1392 11:45 ق.ظ
هیونگ
* maHsa * پاسخ داد:
ممنون که جواب دادی
پگاه دوشنبه 24 تیر 1392 04:33 ق.ظ
خب من برم ببینم میتونم بیدار بمونم یا خوابم میبره...
مواظب خودت باش
بوووووووووووووووووووووووس
* maHsa * پاسخ داد:
من که یواش یواش داره خوابم میبره...........
تو هم مواظب باش
بوووووووووووووووووووووس
پگاه دوشنبه 24 تیر 1392 04:27 ق.ظ
راستی پوسترتم خعلی باحاله
تا حالا کسی تم اینطوری کار نکرده بود
ایییییییییییییول داری دخمل
مهسا بیوتو نذاشتی تو وب؟؟؟
* maHsa * پاسخ داد:
خودم میدونم
آره گفتم یه ذره کارتونیش کنم چون تا قسمت شیشم خنده داره بد نیست کارتونی باشه
والا بیومو خیلی وقته دادم به سارا. باید بری یقه اونو بگیری. ولی اگه میخوای برات ایمیل میکنم
پگاه دوشنبه 24 تیر 1392 04:26 ق.ظ
خواهر اینا لباس شناست؟؟؟
خب بگو شورت پاشونههههه
من نظر نمیدم نمیخوام مینا باهام قهر کنه و دیگه جواب سوالامو نده...
و نوموخوام خودتم قهر کنی دیگه نیای سوالامو برای مینا بوخونی
* maHsa * پاسخ داد:
تو چی کار به لباس شنا داری برنامه کلا درباره هیکلشون وقتی لخ......بوووووووق ............بود یا همون لباس شنا
مینا غلط میکنه قهر کنه .........الان خوابه نمیبینه صبح بیدار شه ببینه من از صفحه روزگار محو میشم
تو نمیخواد دلت به حال خواهر ما بسوزه اون خودش همه فن حریفه فعلا جواب سوالو بده
پگاه دوشنبه 24 تیر 1392 04:24 ق.ظ
جدی عکسه رو خودت گرفتی؟؟
خیلی قشنگههههههههه
کوفتت شه همچین منظره ی رماتیکیو از نزدیک دیدی
وقتی یه عکس توپ از خلیج فارس گذاشتم میفهمی آب کردن دل دخترای مردم چه عاقبتی داره...
* maHsa * پاسخ داد:
آره با موبایلم گرفتم
آره خیلی قشنگ ولی میدونی همچین که به وسط جاده رسیدیم شد بارون به قم که رسیدیم زمین خشک شد
رمانتیک واسه یه دقیقه اشه دانشگاه خودمون بک گراندش یه کوه بود پوشیده از برف . جات خالی اون روز کلی برف بازی کردیم.
خخخخخخخخخخخخخخخخخخ
پگاه دوشنبه 24 تیر 1392 04:23 ق.ظ
نه مهسا منو نکشششششششش
داستان عالی بود
ماه ماه
خیلی حال کردم باهاش...مخصوصا با اون قیافه های سوخته...یعنی من حاضرم برم کره ولی قیافه دود زده دابل اسو ببینم...خخخخخ
* maHsa * پاسخ داد:
باشه نمیکشم
مرسی
مثل خودم میمونه ..............خخخخخخخخخخخخخ
من خودم کلی خندیدم رفتم گشتم گفتم بزار یه عکس بزارم بچه هام بخندن
پگاه دوشنبه 24 تیر 1392 04:22 ق.ظ
داستانت بدک نبودو دیگر هیچ
* maHsa * پاسخ داد:
خیلیم خوبه
پگاه دوشنبه 24 تیر 1392 04:21 ق.ظ
مهسا تو الان میدونی که سزاوار مرگی بس دردناک و طولانی هستی؟؟؟
من با ذوق و شوق بیدار موندم که تو انقدر بنویسی؟؟؟؟
چرا کم بووووووووووووووووووووود؟؟؟؟؟
* maHsa * پاسخ داد:
واقعا پس حتما محاسباتم اشتباه شد فکردم مثل قبل گذاشتم
ولی دمت گرم که بیدار موندی
پگاه دوشنبه 24 تیر 1392 04:06 ق.ظ
تف تو ریا ولی من برم نمازمو بخونم برمیگردم
* maHsa * پاسخ داد:
برو خواهرم من خوندم اومدم. برو بیا که من در خدمت هستم
پگاه دوشنبه 24 تیر 1392 04:05 ق.ظ
11111111111111111111111111111111
* maHsa * پاسخ داد:
هوووووووووووووووووووراااااااااااااااااااااااااا
اورین آورین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر