تبلیغات
.••ღThe First Korean Web $toriesღ••. - I AM A LIE-EP37

شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

یکشنبه 23 تیر 1392

I AM A LIE-EP37



سلام سلام سلام
پگاه اینجاست

خوبید دخملا؟؟؟چه خبرا؟؟؟
نماز روزه هاتون قبول...

دیروز بچه های کلاسم خیلی خنگ بازی درآوردن
یعنی کم مونده بود جیغ بزنم و برم تو کار تنبیه بدنی
فکرشو کن جوابو بهشون میگفتم باز یه چیز دیگه جوابمو میدادن
هیچ وقت اینطوری نبودنا
دیروز انگار حافظه شون فرمت شده بود
هییییییییییی...
ولی بازم باحال بودن
هنوزم میشه بهشون خندید :دی

خب برید قسمت 37
دوستتون دارم
التماس دعا
بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس


آپلود عکس


هیون-خب....تو و کیم گی تی...امکان داره یه روزی...باهم ازدواج کنید؟؟؟
تا چند لحظه فقط با دهن باز داشتم به هیون جونگ نگاه میکردم.اونقدر تعجب کرده بودم که نمیتونستم چیزی بگم.یعنی اون واقعا اینطور فکر میکرد؟؟؟نمیدونستم بذارم به پای سادگیش یا اینکه بذارم به پای .... .نه اون قطعا یه  بچه ساده بود.
-ببینم کیم هیون جونگ تو میدونی خیلی وقته اینترنت اختراع شده؟؟؟
هیون-چه ربطی داره؟؟؟
-تا حالا به خودت زحمت دادی اسم کیم گی تی رو توی اینترنت سرچ کنی؟؟؟
هیون یهو قاطی کرد و با صدای بلند گفت-چرا من باید اسم اون اورانگوتانو سرچ کنم؟؟؟
دستمو روی بینیم گذاشتم و گفتم-هیییییییییییییییییییس...چه خبرته؟؟؟الان همه بیدار میشن..
هیون صداشو آورد پایینو با زمزمه گفت-خب اعصاب آدمو خراب میکنی دیگه...
-این که من بگم اسم کیم گی تی رو سرچ کنی اعصاب خوردیه؟؟؟
هیون-دیگه حرفشم جلوی من نزن...
-خیلیه خب...
چند لحظه بینمون سکوت برقرار شد و و به جز صدای پاهامون که توی استخر تکونش میدادیم صدایی نیومد.هیون بود که سکوتو شکست-نگفتی؟؟شماها به هم قول ازدواج ندادید؟؟
نفس عمیقی کشیدم و گفتم-اگه یه بار اسمشو تایپ کرده بودی اینو نمیگفتی
هیون-واقعا نمیفهمم این دوتا چه ربطی دارن
-قبول داری کیم گی تی سلبریتیه؟؟؟
هیون با اکراه گفت-اوهوم...
-خب معمولا همه اطلاعات سلبریتیا تو اینترنت هست
هیون-یعنی اگه خبر ازدواجی باشه اونجا هست؟؟؟
-عقل کل یعنی اینکه کیم گی تی ازدواج کرده...
بازم سکوت.هیچ صدایی از هیون جونگ در نمیومد.چند بار پاهامو توی آب تکون دادم ولی عکس العملی نشون نداد.برای همین برگشتم طرفش. با دهن باز به من زل زده بود ولی مطمئن نبودم منو نگاه بکنه.مردمک چشماش یه چیزی بیشتر از منو داشت میدید.معمولا به اون وضعیت میگفتن;مات و مبهوت...
دستمو جلوی صورتش تکون دادم ولی بازم همونطور بود.با دو دلی به شونه ش زدم بازم به خودش نیومد.شیطنتم گل کرد و فکر و خیالا رو گذاشتم کنار و انگشتمو کردم تو دهنش.یکم زیاده روی کردم چون انگشتم تا ته حلقش رفت و وقتی به خودم اومدم که هیون بعد از چند بار عق زدن داشت سرفه میکرد.
هم خنده م گرفته بود و هم شرمنده شده بودم.همونجور که لب پایینمو گاز میگرفتم به کمرش ضربه زدم.
بعد از چندتا سرفه هیون انگار حالش جا اومد ولی همچنان روی زانوهاش خم شده بود.
-هی...هیون جونگ...حالت خوبه؟؟؟
هیون با صدای گرفته ای گفت-نزدیک بود دل و روده مو بالا بیارم.
-آها...ببخش..
هیون ولی انگار نشنید.عادی نشست و دوباره پرسید:واقعا زن داره؟؟؟
خوشحال از اینکه از اون وضعیت اومدم بیرون گفتم:آره.خودم براش زن گرفتم.
هیون هین بلندی کشید و گفت-واقعاااااااااا؟؟؟؟؟؟؟
-آره.فکر کردی من کم کسیم؟؟؟
هیون-ابدا.تو با یه انگشتت داشتی روده های منو میکشیدی بیرون.
-ایییییییییییییییش
هیون قاه قاه زد زیر خنده.حرفش اونقدر خنده دار نبود که اونقدر بخنده.ولی اون دست میزد و میخندید.
هیون یهو بین خنده هاش گفت-باورم نمیشه ازدواج یه نفر بتونه انقدر خوشحالم کنه.
-بله؟؟؟
هیون خودشو جمع و جور کرد و گفت-نگفتی...(سرفه کرد)...چطوری برای کیم گی تی زن گرفتی؟؟؟
مثل اینکه اون قرار بود گفتگو رو هدایت کنه.دلیلی نداشتم که بهش نگم برای همین دستامو ستون بدنم کردم و همونطور که به آسمون شب نگاه میکردم گفتم-من و گی تی ورودی یه سال بودیم ولی اون یه ماه با تاخیر اومد.اون موقع 23 ساله ش بود.یه پسر گنده خجالتی که اصلا نمیدونست آمریکا چیکار میکنه.به خاطر فیزیکش همه مسخره ش میکردن.دلم براش میسوخت اما حال و حوصله نداشتم بهش کمک کنم.خودمم وضعیت درستی نداشتم تا اینکه سال دوم یکی از سال پایینیا همون طور که بدون دلیل بهش گفت-هی نگاه کیم گی تی بچه غول...
طفلک تا گوشاش قرمز شد و منم خیلی عصبانی شدم برای همین وقتی اون هوبه جلوم وایساد و گفت -تو پارک میوسونی؟؟؟ گرفتم زدمش.گی تی هنوزم فکر میکنه برای اینگه اون هوبه باهام غیر رسمی حرف زده کتکش زدم...
هیون-آهااااااااااااا.پس جریان خشم اژدها اینه؟؟؟جالب بود.
-خشم اژدها؟؟؟
هیون-آره کارمندا بهت میگن اژدها وقتیم این افسانه پیچید تو کمپانی همه بهش میگن خشم اژدها.
-معدنای نمک دور من جمع شدن...
هیون-بی خیال. جریان زن گرفتن چیه؟؟؟
-بعد از اون من و کیم گی تی با هم دوست شدیم اونم بعد از  کشف استعدادش و جایزه بردن اعتماد به نفسش خیلی رفت بالا ولی خب عاشق یکی شده بود و نمیتونست بهش بگه برای همین من پیش قدم شدم و دختره هم در کمال تعجب قبول کرد.
هیون-زنشم معروفه؟؟؟
-نه.زنش یه دختر فلج اتریشیه که تو یه مغازه نزدیک دانشگاه شیرینی و این جور چیزا میفروخت.
هیون-واقعا؟؟
-آره.کیم گی تی واقعا عاشق بود.هنوزم بعد از چند سال همونطوره.همیشه براش مهمونی میگیره و حاضر نیست بدون اون جایی بره.
هیون-فکر میکنی اون دختر الان خوشبخته؟؟؟
بدون اینکه فکر کنم گفتم-هر دختری که مرد زندگیشو پیدا کنه خوشبخته...
هیون دیگه چیزی نگفت و مثل من به دستاش تکیه داد.هر دومون به آسمون نگاه میکردیم.سوال هیون دل و ذهنمو خیلی مشغل کرده بود. یعنی مردی که الان کنار من نشسته بود همونی بود که باید باشه.؟؟؟..
هیون-میوسون نگاه ستاره دنباله داره...
با صدای هیون از رویا اومدم بیرون.تا به خودم بیام ستاره سوخته بود.
هیون-حیف شد .ندیدیش.خیلی قشنگ بود.
-یعنی یه نفر امشب میمیره؟
هیون-نه ...قراره آرزوی یه نفر برآورده شه...
-پس یه آرزو کن
هیون-خیله خب...
هیون چشماشو بست و چند لحظه بعد باز کرد.
هیون-یعنی به آرزوم میرسم؟؟؟
-امیدوارم اینطور بشه...
فقط چند ثانیه طول کشید تا گرمای دست هیونو روی دستم حس کنم.قلبم محکم به سینه م میکوبید انگار که بخواد قفسه سینه م رو بشکافه.نگاهم رو از روی دستامون برداشتم و به صورتش نگاه کردم.نفهمیدم چرا بغضم گرفت.حس محبتی که داشتم میدونستم الان تبدیل به دوست داشتن شده..دیگه مطمئن بودم ولی نمیدونستم درسته یا نه... .میترسیدم.خیلی زیاد میترسیدم.
هیونو دیدم که داره به طرف من خم میشه و من هنوز ساکت و مصمم سر جام نشسته بودم...هیون تقریبا چشماشو بسته بود که...
یه برق پرنور تمام فضا رو روشن کرد و بارون مثل سیل شروع به باریدن کرد...هیون با بیچارگی اول به من و بعد هم به قطرات درشت بارون نگاه کرد و گفت-بارون؟؟؟اونم تو تابستون؟؟؟من واقعا خوشبختم...
از فرصت استفاده کردم و شروع کردم به دویدن.تا خود اتاقم دویدم و بدون اینکه به چیزی فکر کنم رفتم تو اتاق و درو پشت سرم بستم.از لباسم آب روی زمین چکه میکرد اما دلم نمیخواست عوضش کنم.گرمم بود.حتی با وجود اون همه لباسای خیس گرمم بود.دستای سرد و یخ زده مو روی گونه های داغ و تبدارم گذاشتم.ته دلم کنار همه اون بغضها و ترسها...خوشحال بودم که هیون هم احساس مشابه احساس من داره.
از پشت پنجره اتاقم هیونو دیدم که زیر بارون داشت آروم آروم میومد به طرف ساختمون.از ذهنم گذشت کاش بارون دیرتر شروع شده بود...



تموم شدددددددددددددد....
چطور بود؟؟؟خوشتون اومد؟؟؟

سوال-دوست داری چه گلی از کسی که دوستش داری کادو بگیری؟؟؟چرا اون گل؟؟؟

مواظب خودتون باشید
بووووووووووووووووووووووووووووووووووس











می توانید دیدگاه خود را بنویسید
atena romeo شنبه 29 تیر 1392 02:21 ق.ظ
;کککککککککککککک اورانگوتانو خو اومدی یه ربع میخندیدم ایول اونی من همیشه داستانتو دنبال میکنم خیلی قلمت قویه فایتینگ

من رز سیاهو دوست دارم ولی یه بار از یه پسر کوچولو رز صورتی گرفتم با این که از رنگ صورتی متنفرم ولی اون خیلی توم اثر گذاشت هنوز بعد سه سال گلو خشک کردم دارم ولی رز سیاه بیشتر خوشحالم میکنه در نهایت سیاهی;زیباو با وقاره و سنگین....خیلی باهاش حال میکنم

راستی ایول به سوالات
PeGaH پاسخ داد:
سلامممممممم آتنا جوووونی...عزیزمی...همیشه به خنده...قربونت ...منم خیلی خوشحالم که تو پیش منی
وااااااااااااااااااو....چه قصه ی جالبی...حتماد کلی صداقت و عاطفه توی گل بوده که روت تاثیر گذاشته
من تا حالا رز سیاه از نزدیک ندیدم :(((((( ولی دوستش دارم
بووووووووووووووووووووووس
leyla.... جمعه 28 تیر 1392 01:30 ب.ظ
نه اسمم یادم بود نه جواب سوال
من گل رز دوست دارم . ولی رنگش مهم تر مثلا مشکی یا ابی . یا زنگارنگ باشه خوبه
PeGaH پاسخ داد:
اکشال نداره عجیجمممم
بابا سلیقه ی خااااااااص
خیلی خوشم اومدددددد
جمعه 28 تیر 1392 01:28 ب.ظ
چرا بارون اومد! اصلا چرا تموم شد داستان...
من اخرش دق میکنم . نمیشه هر روز بزاری داستانو پگاه جون
خیلی قشنگ بود. ممنون
PeGaH پاسخ داد:
خودتو کنترل کن خواهر
این نیز بگذرد
نه دیگه نمیشه
همینشم کلی مشکل ایجاد میکنه
Mahshad پنجشنبه 27 تیر 1392 11:08 ب.ظ
Elahy bemiram vase dadash hyun am. Merci azizam
PeGaH پاسخ داد:
سلام دوست جدید و عزیزم
خدا نکنه...منم ممنونم...
میترا -
دوست دارم حداقل هفته ای یک بار گل لاله کادو بگیرم . چون نماد عشق تمام عیاره .
و وقتایی ک از دستش ناراحتم ، یا منو رنجونده ازش گل زنبق بگیرم ک عاشق این گلم ! چون نماد اندوه و تاسفه .
سالگرد ازدواج دوست دارم رز سرخ و سفید بگیرم . چون نماد اتحاد و سازشه . و دوست دارم یدونه رز کاملا شکفته بگیرم . چون نماد تعهد و استمرار دوست داشتنه .
زمان نامزدی غنچه ی رز دوست دارم ! چون نماد پاکی و جوانی و عشق نوپا هست .
میدونی تازگی تصمیم گرفتم درباره گیاه و گل بیشتر بدونم !
ولی در کل خودم عاشق زنبقم ! به علاوه همه ی بالایی ها ! مخصوصا لاله .
PeGaH پاسخ داد:
بله بله
واقعا؟؟؟زنبق نماد اینه؟؟؟برای همینه که آدم میبیندش دلش میگیره
وااااااااااااااااااااااااااااو
من داستانای پشت گلا رو خیلی دوست
یه بار درموردشون کنفرانس دادم
خیلی بچه ها خوششون اومد
خوشحالم نظرت با من یکیه....
میترا -
وای عزیییییزم ... رمانتیک ترینش همون بارونه بود !
واقعا فضا رو محشر توصیف کردی ... همه چی مثل فیلم از جلو چشمام رد میشد ...
آخی ... گی تی خیلی دوست داشتنیه . اگه مرد خوبی مث اون ب پست ما هم میخورد خوب بود ! : دی
سوالتم بذار برم برگردم ج میدم حتما .
PeGaH پاسخ داد:
نازیییییییییییییییییییی
ممنون عزیزم...چشات محشر میبینه
وای گفتی..مرد ایده آل من کلا گی تیه....یه جورایی آرزوهامو توی داستان آوردم...خخخ
باوشه
fat£m£h سه شنبه 25 تیر 1392 04:10 ق.ظ
إ ببخشید...این کامنت قبلیه بی اسمه منم...ماه رمضونه و کمبود فسفر و آهن و قند و هزارجور دردسر...(بهونه واسه توجیح حواس پرتی هم حسابی جوره...)خخخخخخخ
PeGaH پاسخ داد:
بله بله...کاملا متوجه هممممممم البته ساعت کامنت نشون میده وقت سحریه هااا...فسفر و قند الان حسابی تو خونت جریان داره :دی
سه شنبه 25 تیر 1392 03:57 ق.ظ
سلاااااااااممممم اااووووووونیییییییییی...چطوری؟؟ هیون چه منحرف شده...الان وقت بارون اومدن بود...چ شانسی داره هیون ...امممممم اجازه درمورد سوالتون... عرضم ب حضورتون من اصلا گل دوس ندارم!!...واسه همین هیچکی بهم گل هدیه نمیده...نکه دوس نداشته باشما ب عنوان هدیه گل دوس ندارم بهم بدن آخه پژمرده ک میشه دلم میگیره...هیییییی...اونی کنجکاوم بدونم معلم چی شدی؟؟ینی بقول دوستم تخصص تدریسیت چیه ک بچه های ب این باهوشی داری؟؟؟..البته اگه دوست داری بگیا..
PeGaH پاسخ داد:
سلااااااااااااااااااام عزیزی...ممنون تو خوبی؟؟؟بلههههههههه...بچه بدی شده...:دییییییییییییییییی
آخییییییییییییییییییییییی...چه دل نازک...نازیییییییییییییییییییییییی....
من معلم زبان انگلیسی مقطع نونهالان...بچه های دبستانی...و البته زیر دبستان...
بچه های خوبیناااا...بعضی موقع اساسی شوت میزنن...
*maHsa* دوشنبه 24 تیر 1392 10:26 ب.ظ
راستی این سایت که معصومه نانا میگه آدرسش چیه؟ سایتشون در باره چیه ؟ تو میدونی پگاه؟
PeGaH پاسخ داد:
الان انگار جدیدا مد شده بین تریپل اسا...گروه میشن مثل همون دابل اس به جای هر عضو یه ورژن دخترونه شو میذارن...جالبه...حالا فعالیتهاشونو دقیقا نمیدونم یه وبلاگی میخواستن بخونن معصومه اینا همون باشن رو خبر ندارم...یه وبلاگ دیگه میخواستن داستان بذارن دیگه نمیدونم کلا...
http://kpop-idol-groups.mihanblog.com
این وبلاگش...
*maHsa* دوشنبه 24 تیر 1392 10:22 ب.ظ
مینامون میگه گل رز رنگی به جز قرمز مثل رز بنفش صورتی سفید سبز و....
دلیلشم میگه خب دوست دارم دیگه
PeGaH پاسخ داد:
اون رنگ فانتزیا خیلی باحالننننننن....منم دوست دارم...
معصومه(نانا) دوشنبه 24 تیر 1392 04:13 ب.ظ
من که خیلی خوشم اومد
راستی من توی وبم دارم یک گروه تشکیل میدم که الان فقط جای هیونگ جون خالیه امیدوارم که بتونی بیای به وبم بوسسسسسس
PeGaH پاسخ داد:
ممنون
باوشه بهت سر میزنم ولی واسه جای هیونگ مهسا خیلی به کارت میاد
نویسنده همینجا...
سارا3 دوشنبه 24 تیر 1392 03:21 ب.ظ
اره واقعا...کلا پسرا همینن...
اره بابا...کلی مخاطب خاص داره ولی خب هیچ کدوم از کادوهاش برای خودش نمیشه..
بیچاره مخاطب خاصا...
و خوش به حال من...
PeGaH پاسخ داد:
و خوش به حال تو...
گل و عروسک چه به دردش موخوره...
zahra-ss دوشنبه 24 تیر 1392 02:37 ب.ظ
چه بارون بی موقعی
ممنون
PeGaH پاسخ داد:
واقعا...
منم ممنون...
aysan jon jungi دوشنبه 24 تیر 1392 11:44 ق.ظ
خب من چون امروز نیستم اومدمممممم زود داستانو بخونم ...

مثل همیشه عالی بود پگاه جون

من دوست دارم گل رز قرمز ازش هدیه بگیرمممممم گل مریمم خیلی دوست دارمممم
بگیننننننننن جونگییییییییییییی برام بیارههههههههههه هه هههههههه .... ...

PeGaH پاسخ داد:
مرررررررررررررسی که اومدییییییییییییییی...
ممنون گلم توهم عالی هستی...
گلای خعلی قشنگی انتخاب کردی...مخوصا وقتی خیلی تازه باشن خیلی جذاب ترن...
میزنم تو سرش تا بیاره...تو غمت نباشه آبجی...
سارا3 دوشنبه 24 تیر 1392 04:27 ق.ظ
پگاه این گل کش رفتنا که عادیه...
من یه بار از این عروسک گنده هاش که بازم یکی از دوستاش گرفته بود رو اوردم تو اتاقم پسره تا2 هفته فکر میکرد عروسک به اون گندگی تو اتاق نیست و نابود شده..
PeGaH پاسخ داد:
هاهاهاها
عاقا یکی بیاد منو از رو زمین جمع کنه....خخخخخخخخخخخخخ
ببین فکر کنم داداشت کلی مخاطب عادی و خاص و اورجینال داره بعد کسی که با کادوهاش کیف دنیا رو میکنه تویی...خخخخخ
خواهر حرص نخور...پسرا کلا دیسکانکتن...هیون رفت فوتبال بازی کرد یادش رفت ماشینشو کجا پارک کرده حالا داداش تو فکر کرده عروسکش پا درآورده که دیگه خیلی عادیههههه...
ما یه داداش داریم...دنبال انبر دست میگشت...به خدا جلو چشمش بود میگفت این انبردست کجاست؟؟؟؟یعنی دقیقا تو چشش بوداااااا....
*maHsa* دوشنبه 24 تیر 1392 04:23 ق.ظ
راستی جواب سوالتو ندادم
من کلا گل کادو گرفتنو دوست دارم مخصوصا اگه از طرف کسی باشه که دوسش دارم چون نشون میده که به یادمه پس برام مهم نیست چه گلی باشه
PeGaH پاسخ داد:
بلهههههههههههههههه
خواهر من کادو گرفتنو خیلی دوست دارم...خخخخخخخخخخ...حالا میخواد گل باشه ،جوراب باشه ،پورشه باشه...
با نظر بسی موافقم...
بارون بهاری دوشنبه 24 تیر 1392 02:27 ق.ظ
ممنونم عالی بود
PeGaH پاسخ داد:
منم ممنونم...
سارا3 دوشنبه 24 تیر 1392 01:18 ق.ظ
جییییییییییییییییییییییییییغ...
الهی بمیرم هیونم ضایع شد...

یعنی واقعا بدبخته هیون...به قول خودش بارون اونم وسط تابستون تو همچین لحظه حساسی؟؟؟/
.
.
خب ب ب...سواااااااال...
من خودم عاااااشق گل مریم و نرگسم...واسه همین این گلا رو میدوستم..
البته گلای دیگه هم دوس دارم...
یه بار داداشم از یکی از دوستاش{خب دیگه فکر نکنم نیاز باشه بگم چه جور دوستی}گل رز گرفته بود...
بنده هم خیلی شییییییک گل رو گرفتم اوردم تو اتاق خودم...
.
.
مررررررررررررسی...
بوووووووووووووووووووووووووووس
PeGaH پاسخ داد:
هیون طفلکککککک....فکرشو کن چقدر با خودش کلنجار رفته تا اینو گفته...خخخخخخخخخخخ

منم این گلا رو خیلی دوست دارم...مخصوصا نرگس...
ببین جمله ی تو کروشه باعث شد قهقهه بزنم ولی جمله ی قبلیش رسما نابودم کرد
یکی از دوستاش...خخخخخخخخ
میدونی یاد یه موضوعی افتادم که نابودم کرداااااا...
خوب کاری کردی خواهر...پسرا چه میفهمن گل چیه...همین دست خودمون باشه خوبه...

منم مرسی
بوووووووووووووووووووووووووووووووووووس
aysan jon jungi دوشنبه 24 تیر 1392 12:49 ق.ظ
سلامممممممممممممممممممم
من خوابمممممممممم میاد تا الان مهمون داشتیم تازهههههه رفتن منم دارم از خستگی تلف میشم غروبم کلاس بودممممممم یعنی امروز رسماااااااااااا خسته شدمممممم هه هه ...
خب پگاهییییییی من بعدا میاممممم داستان میخونم ..... بووووسسسسسسسس دستت ندردههههههههه عزیزم ...
PeGaH پاسخ داد:
سلاااااااااااااااااااااااامممممممممم
الهییییییییییییییییییییییی...میدونی چه همه ش چه این مهمون داریه...
اوکی...من منتظرت میمونممممممممممم...برو استراحت کن...خواهش موکونم...بووووووووووووووووووووووووووووووووووس
bita_leader یکشنبه 23 تیر 1392 11:23 ب.ظ
e j soaleto nadadam mes k
man vasam nmfarqe kudum gol bashe chun az tarafe kaCye k dusesh daram har chi bashe khube na aslan aliyee
PeGaH پاسخ داد:
نصفشو قبلا گفته بودی :دی
مرام کشمون کردی دخمل
ایول داری :*
bita_leader یکشنبه 23 تیر 1392 11:21 ب.ظ
y nokte
hehheheh
ala k Bshtar dqat kardam Ddam kafshe jofteshun mese ham engar
haha
felan
kiss kiss
PeGaH پاسخ داد:
بلههههه
نه کفش پسره انگار سیاهه :دی
بووووووووووووووووووووس
bita_leader یکشنبه 23 تیر 1392 11:15 ب.ظ
hiiiiii
man umadam
mgam man emruz b y nokte dqat kardam in dokhiye has 2 axe k pash pydas!!man y kafsh daram kopeee hamin hata rangesh!!

J soalet!
Man vasam nmfarqe
har chi bashe khube 
PeGaH پاسخ داد:
سیلووووووووووووووم
خوش اومدی
منم مثل کفششو دارم :دی
بفرمو
بللللللللللههههههههههه
بسی خوش اشتها میباشی :)
اونیییییییییییییی zahra یکشنبه 23 تیر 1392 10:56 ب.ظ
مرسی پگاه جون دلم واسه هیون سوخت با این بارون بی وقت گل رز هلندی هر رنگی باشه دوست دارم چون زیباترین گل دنیاست
PeGaH پاسخ داد:
منم مرسی اونی زهرا...آوره گناه داشت...بابا سلیقهههههههههههههههههههههههه....آره خیلی خوشجله...
✯REnEe✯ یکشنبه 23 تیر 1392 08:46 ب.ظ
سلام پگاهی ، این قسمتت خیلی خوب بود
PeGaH پاسخ داد:
سلام رنی جونی
ممنون ...بووووس...
فاطیماجون یکشنبه 23 تیر 1392 08:07 ب.ظ
بیچاره هیون عجیب خوش شانسه ها
هه هه هه هه
PeGaH پاسخ داد:
چطوری فاطیما جون؟؟؟
آخرشه بچه م...
رویا یکشنبه 23 تیر 1392 07:38 ب.ظ
وای پگاه ای کاش بارون نمیومد دستت درد نکنه عزیزم.و اما گل رز سرخ و گل رز آبی رو دوست دارم و دلیل خاصی هم نداره بووووووووووووووس
PeGaH پاسخ داد:
ممنون گلییییییییییییییییییییییییی...گل رز آبی خلی ناز و فانتزیههههههههه...خوشم میاد
بوووووووووووووووووووووووووووووس
selia یکشنبه 23 تیر 1392 06:15 ب.ظ
اخه الان وقت بارون بود.
داری وقت کشی میکنی بهتره بگم خواننده کشی به هم برسونشون بره دیگه
گل رز چرا نداره رز میدوستم.
PeGaH پاسخ داد:
دلم خواست بارون دادم :دی
اینجوری مزه ش از بین میره.میوسون تازه صبحش با خودش رو راست شده بود
گل رز خوشجلهههههههههههه
niki یکشنبه 23 تیر 1392 06:07 ب.ظ
Slm.azizam kheili delam barat tang shode booood bavaram nemishe in konkoore lanati tamoom shode o man mitooonam biam net ..... Mese hamishe karet alie khahariiiii ............
PeGaH پاسخ داد:
سلام عزیزییییییییییییییییییییییییی
منم دلم تنگ شده بود
برگشتی خونه؟؟؟؟مارو دعا کردی که...
ممنون گلمممممممممممممم
رنت یکشنبه 23 تیر 1392 05:36 ب.ظ
کمممممممم بود
وای اینا چقدر پارازیت دارن بیچاره ها
عالی بود عزیزم مرسی
PeGaH پاسخ داد:
دعوام نکن :((((
گناه دارن دیگه...
ممنون گلی توهم عالی هستی...
*maHsa* یکشنبه 23 تیر 1392 05:34 ب.ظ
پگاه ایندفعه داستانمو بعد از سحری میزارم حول حوش پنج و نیم اینا . یادت نره زود بیا. ببینم این دفعه اول میشی یانه
PeGaH پاسخ داد:
اگه خوابم نبرد میام
من خوابیدم عین هیونه ها
رو صندلی ،سر پا ،کف زمین...همه جا میخوابم...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30