تبلیغات
.••ღThe First Korean Web $toriesღ••. - BLOODY REVENGE(AUTUMN SPELL) SEASON2...Part 36

شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

سه شنبه 18 تیر 1392

BLOODY REVENGE(AUTUMN SPELL) SEASON2...Part 36



لینک دانلود اضافه شد

سلام بچه ها...ببخشید این پارت خیلی خیلی کمه...بزور یه صفحه شد...قول میدم برای جمعه جبران میکنم....بجاش لینک فصل یک و میزارم...سرگرم بشید تا جمعه.....ببخشید...واقعا...نتونستم بنویسم.....

 

 

 

 


 

دانلود فصل

اول

 


 


 

دانلود فصل 2


 

 

 

با تمام سرعتی که داشت میدوید...قفسه ی سینه اش تیر میکشید و گلویش میسوخت.....کمی ایستاد..نگاهش به درت های اطراف خورد بهزمین های گل کاری شده....سرش تیر میکشید...احساس میکرد در گذشته بار ها به این محل اومده...تنگی نفسش شدید تر شد ...صدا ها توی گوشش میپیچید...دستش را روی گوش هاش میفشرد....." مامان....." دستش را روی قفسه ی سینه اش گذاشت ...با هر تمام سینه اش میسوخت...هنوز هم روز های اولی که به ایران رفته بود را خوب به یاد داشت...

" مهدی ، این بچه مریض باید تحت نظر باشه....

-:مژده...نمیتونم...وضع کارخونه خوب نیست....میدونه هزینه های بیمارستان چقدر زیاده....

-: مهدی...اون ...

-: خواهش میکنم....من ادم کینه ای نیستم....مرجانه مثل دختر خودمه...."

درد سرش بیش تر شده بود......روی زمین نشست....درد کمر به درد سرش اضافه شد...زیر دلش تیر میکشید.....گرمی خون را روی صورتش احساس میکرد....

ماریا با دیدن مرجانه به سمتش دوید: مرجانه خوبی؟؟

-: ما..ماری ...من و ببر ..من و از این جا ببر.خواهش میکنم....

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

با صدای زنگ در کتابش را بست....با دیدن فرد پشت در...اضطراب تمام وجودش را گرفت...با دست هایی لرزان در را باز کرد....دقایقی بد صدای اژیر در ...اضطرابش بیشتر شد...هنوز هم قدرت رویارویی با جونگ مین را نداشت...

-: مرجان ...خانمی...کجاییی..

با پاهایی لرزان از اتاق خوابش بیرون امد....: اینجایی؟چرا هرچقدر زنگ میزنم جوابم و نمیدی؟

-: مرجان نگاهی به جونگ مین کرد و روی کاناپه نشست...

جونگ مین هم کنارش نشست: هنوزم خجالت میکشی؟

دستش را بلند کرد و خواست دستان مرجان را بگیرد اما مرجان دستش را عقب کشید: هوف...فهمیدم ...فکر کنم باید برم..

از جایش بلند شد...اما چیزی سر دلش سنگینی میکرد...برگشت و رو به مرجان گفت: میدونم به خاطر اون شب انقدر سرد شدی...میدونم میترسی، اما اگه من فقط به فکر لذت خودم بودم...مطمئن باش ...دیگه سراغت نمیومدم و این که....

رو به روی مرجان روی زمین نشست....: از این که یه شب رویارویی باهات داشتم...پشیمون نیستم....

مرجان سرش را بلند کرد و به چشمای جونگ مین خیره شد...ته دلش احساس میکرد این پسر یه احساس بهش پیدا کرده...او هم از کاری که کرده بود پشیمون نبود...


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
(^^) چهارشنبه 19 تیر 1392 01:38 ب.ظ
پوستر رو لطفا کوچیکش کن گلم
NeGy پاسخ داد:
چشم......
selia چهارشنبه 19 تیر 1392 03:27 ق.ظ
پس لینک دانلود کو
NeGy پاسخ داد:
ببخشید خانمی گذاشتمششش....
رنت چهارشنبه 19 تیر 1392 02:25 ق.ظ
مرسی عزیزم
ولی لینک دانلود رو نذاشتی ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
NeGy پاسخ داد:
خواهش...ببخشید خیلی زیادی کم بود...ببخشید دیشب گذاشتم دستم خورد پاک شد....الان درسته...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر