تبلیغات
.••ღThe First Korean Web $toriesღ••. - I AM A LIE-EP35

شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

یکشنبه 16 تیر 1392

I AM A LIE-EP35



سلام سلام سلام
پگاه اینجاست



بچه ها اصلا حالم خوب نیست
برام دعا کنید...



دوستتون دارم
بوووووووووووووووووووووووووس

آپلود عکس
برای اینکه حواسمو پرت کنم نگاهی به دور و برم انداختم.خدارو شکر کسی حواسش به من نبود.آنجلی رو دیدم که داشت به یوری و یی نوک نزیک میشد.تو یک کلمه شده بود ملکه عذاب من.قیافه ش حسابی تو هم بود.
یوری-چی شده؟؟؟تو همی...
آنجلی با لحن لوس و تو دماغی خودش گفت-اوپا لبمو گاز گرفت.جاش نمونه یه وقت...
شنیدن این جمله برام مثل ریختن آب جوش روی سرم بود.نفهمیدم چرا انقدر ناراحت شدم.نفهمیدم به خاطر اینکه یادم افتاده بود که هیون اونو بوسیده یا به خاطر اینکه میگفت گازش گرفته.معلومه بود که ناراحت نیست.انگار ته دلش داشت غنج میرفت.لابد اینو میخواست بهانه بکنه تا خودشو بیشتر به هیون نزدیک کنه.
حرفای یوری نجاتم داد.یا بهتره بگم آنجلی رو نجات داد.
یوری-انقدر چاخان به هم نباف.اون حتی دهنشم باز نکرد.
آنجلی برای یوری ایش کشید و دستشو پس زد و اجازه نداد موهاشو مرتب کنه.یوری که این روزا سرش درد میکرد برای دعوا به طرف براق شد ولی یی نوک جلوشو گرفت و فرستادش برای آوردن کیفشون از ون.
چند دقیقه دیگه کار شروع میشد.دیگه صحنه های خاصی نبود یه خورده قدم زدن ،چشمای پر اشک و البته...نگاه ها و لبخندای عاشقانه...
با کلافگی سر تکون دادم تا بتونم روی کارم تمرکز.همون وقت بود که گوشیم زنگ خورد.مدیر برنامه های آنجلی بود.
-اوه...سلام مدیر هوانگ...
هوانگ-سلام رئیس پارک...روزتون بخیر...
-ممنونم روز شمام بخیر.کاری داشتین؟
هوانگ-آنجلی براتون دردسر درست کرده؟؟؟
-شما از کجا فهمیدید
هوانگ-پووووووف...حدس زدنش زیاد سخت نیست.اون دختر خیلی پررو شده.متاسفانه یه حرف هیچ کس گوش نمیکنه.
-بله...لابد به خاطر همین بود که قیمت پایینی داشت...
هوانگ-رئیس پارک بیاید حاشیه نریم.ایمیل منو دریافت کردید؟؟؟
-بله...ولی نمیتونم همچین کاری بکنم...
هوانگ-شما که گفتید خیلی اذیتتون کرده .کمک کنید بتونیم بهش یه درس بدیم.
-اذیت کرده ولی شایسته نیست اینطوری بترسونیمش.از طرفی اون کارمند من نیست چرا خودتون اینکارو نمیکنید؟؟؟
هوانگ-ما دیگه برای اون ابهتی نداریم.اگه شما اینکارو بکنید تاثیر بیشتری میذاره.شما ثابت کردید که توانایی خیلی زیادی دارید.با سرسخترین پسرای کی پاپ دارین کار میکنین.
-با همه این تعاریف.من نمیتوتم قبول کنم.برای من سودی نداره.
هوانگ-آهااااااااااااااااااااا...پس شما دنبال سودید.رئیس پارک من حاضرم تمام هزینه های تبلیغات آلبوم جدید دابل اس رو بدم.
-این خیلی زیاده مدیر هوانگ.فقط به خاطر چند کلمه؟؟؟
هوانگ-این چند کلمه قراره از اون هیولای چموش یه بازیگر بسازه.هزار برابرشو میتونم به دست بیارم.اونم فقط در عرض یکی دوسال...
-اگه این کارو بکنم،قول میدید ازش سواستفاده نکنید؟؟؟
هوانگ-نه رئیس پارک.ما شخصا باهم ملاقات کردیم.شما مارو همچین آدمایی میبینید؟؟؟
-نه...اونقدر تجربه دارم که مقصود آدما رو راحت بفهمم.
هوانگ-پس به ما کمک کنید.به نفع هر دو ماست.و هم به نفع آنجلی...
-خیلی خب..
و بدون اینکه منتظر خداحافظی بشم قطع کردم.قرار بود یه نقش حسابی و تمام عیار برای آنجلی بازی میکردم.با اینکه خیلی از دستش ناراحت بودم ولی میدونستم این تنبیه براش خیلی زیاده ولی پیشنهاد مدیر هوانگ به اندازه کافی چشمگیر بود تا این نقش رو قبول کنم.از طرفی راه رو برای یه دختر ساده و احمق که فکر میکرد با عشوه و ادا میتونه بازیگر خوبی بشه باز میکردم.با خوش بینی به خودم گفتم-شاید چند سال دیگه ازم تشکر کرد...
با این فکرا آنجلی رو صدا و ازش خواستم رو به روم بایسته.خوشبختانه دور و برم خلوت بود.دوست نداشتم این کارو جلوی بقیه انجام بدم.
آنجلی پشت چشمی نازک کرد و گفت-بله رئیس پارک...با من کاری داشتین؟؟؟
اون قدر از این کارش عصبی شدم که یه لحظه تصمیم گرفتم قید پول و همه چیز رو بزنم و بلند شم یه سیلی توی گوشش بخوابونم.ولی در عوض خودمو کنترل کردم و ناخودآگاه دیدم که انگیزه م برای انجا این کار بالاتر رفته...
-آنجلی تو از 16 سالگی به استخدام کمپانی دراومدی.درسته؟؟؟
آنجلی-بله...
-توی این دو سال فیلمی چیزی بازی کردی؟؟؟
آنجلی-نه...
-پس هنوزم یه ستاره کشف نشده ای.خیلی خوبه.
آنجلی-چطور مگه؟؟؟
-راستش من تورو از کمپانیتون خریدم.قراره از این به بعد در خدمت کمپانی من باشی...
آنجلی یه لحظه هنگ کرد و بعد از شدن خوشحالی قرمز شد و در حالی که سعی میکرد جیغ نزنه گفت-راست میگید ؟؟؟؟وای خدای من باورم نمیشه من قراره هر روز اوپاها روببینم.
و بعد دستشو روی صورتش گذاشت و گفت-یعنی من میتونم دوست دختر یکیشون بشم.وااااای خدایا باور نکردنیه...
مدیر هوانگ بیچاره از دست این دختر تابلو چی میکشید.بهش حق میدادم که بخواد تنبه ش کنه.
-آنجلی...تو به استخدام کمپانی من در میایاما هیچ کس اینو نمیفهمه در واقع قراره فقط و فقط تو استدیو شماره 12 پوسان کار کنی...
آنجلی-استدیو شماره 12 پوسان؟؟؟...
و چند بار اینو با خودش تکرار کرد و بعد چشماشو تا جای که میتونست باز کرد...
آنجلی-رئیس پارک...منظورتون اون استدیو بدنامه؟؟؟شوخیتون گرفته؟؟؟
-آره...میدونی خرجا خیلی بالاست برای اینکه بتونم خرج گروه های دیگه رو دربیارم باید یکی این وسط قربانی بشه.توهم که توی این دوسال ثابت کردی نمیشه روی اخلاق حرفه ایت تکیه کرد پس بهتره فقط از زیباییات استفاده کنم...
آنجلی چشماش پر از اشک شد ولی هیچی نگفت...
-ببینم دختر جون تو مگه نمیخوای یه ستاره بشی؟؟؟
آنجلی فقط سرشو تکون داد...
-خب کاری نداره.من ازت یه استار میسازم.یه پورن استار...



ببخشید کم بود...قول میدم جبران کنم...مواظب خودتون باشید....



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
الماس شرق چهارشنبه 19 تیر 1392 05:03 ب.ظ
ایشالااااااااااااااااااااا همیشهههههههههههه خووووووووووووووووووووووف باشی پگاهمممم*****
بیاااااااااااااااااااا بخلممممممممم اجی
PeGaH پاسخ داد:
ممنووووووووووووووووووووووووووووووووووووونم خوااااااااااااااااااااهرررررررررررررررررررر
اومدممممممممممممممممممم...بووووووووووووووووووووووووووووس
ღ ایسان جون جونگی ღ سه شنبه 18 تیر 1392 08:05 ب.ظ
جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغ پگاههههههههههههههههههه بالاخره اومدی کامنتاااااا رو جوابیدی ... خوشحالم که حالت خوب شد عزیزززززززممم ...
PeGaH پاسخ داد:
بلههههههههههههههههههه که اومدمممممممم...منووووووووووووووووووووون...بله خوبم به لطف شما...تنک یو
kimsara دوشنبه 17 تیر 1392 09:30 ب.ظ
دلام اونی عالی بود
ببخشید نظر نمیزارم جدیدا با گوشی نمیشه!!!
جبران میکنم
PeGaH پاسخ داد:
سلام کیم سارا دونگ سنگ
خواهش میکنم
میدونم جبران میکنی :دی
zahra-ss دوشنبه 17 تیر 1392 01:41 ب.ظ
ممنون
PeGaH پاسخ داد:
تنک یوووووووو
اونیییییییییییییییییییی zahra دوشنبه 17 تیر 1392 10:10 ق.ظ
مرسی عزیزم انشاا... کسالتت هر چه زودتر برطرف شه
PeGaH پاسخ داد:
منوووووووووووووووووون اونی جووووووووووووووووووووووونم
مرسی الان خوبم
بووووووووووووس
رویا دوشنبه 17 تیر 1392 08:54 ق.ظ
پگاهی امیدوارم زودتر حالت خوب بشه عزیزم
واوووو،به نظرم با این پیشنهاد رییس هوانگ میوسون تو دردسر بدی بیافته...نباید پیشنهادشو قبول میکرد.
مرسیییییی عزیزم[بوسه][بوسه][بوسه]
PeGaH پاسخ داد:
خیلی ممنون عزیزی...الان خیلی خوبم...
تا ببینیم خدا چی میخواد
منم تنک یو
بووووووووووووووووووووووس
زهرا دوشنبه 17 تیر 1392 08:34 ق.ظ
سلام,اونی من یکی از طرفداراتم،خیلی خوب وجذاب مینویسیومن خیلی آدم خوشبختیم ک این داستانو میخونم،امیدوارم زودتر خوب شی[
PeGaH پاسخ داد:
سلام زهرا دونگ سنگم...از آشنایی باهات خوشبختم...ممنوووووووووووووووووووووون خیلی لطف داری عزیزی...
منم خیلی خوشبختم که تو داستانمو میخونی
الان خیلی خوبممممممممممممممممم
میترا دوشنبه 17 تیر 1392 12:39 ق.ظ
پورن استار ؟!
نههه!
واقعا بهش میومد اگه میوسون جدی بود !!!
...........
آخی عزیزم ...ایشالا خوب شی زودتر ***
PeGaH پاسخ داد:
بهلهههههههههههههههه
اینطوریاس
حیف شد دیگه
ممنون گلی...
شارژ کردم اس میدم در مورد اون موضوع حرف بزنیم...
بارون بهاری دوشنبه 17 تیر 1392 12:29 ق.ظ
ممنونم عالی بود
PeGaH پاسخ داد:
تنک یو....
selia دوشنبه 17 تیر 1392 12:25 ق.ظ
چه زود تموم شد
اخرش حال کردم
PeGaH پاسخ داد:
حال نداشتم بیشتر تایپ کنم:(
تنک یوووووو:)
دوشنبه 17 تیر 1392 12:13 ق.ظ
PeGaH پاسخ داد:
بوووووووووووووووووووووووووووووووووووس
mahsa دوشنبه 17 تیر 1392 12:12 ق.ظ
خب دیگه من برم فقط قبلش یه نظر دیگه ام میزلرم تا دلم وا شه
PeGaH پاسخ داد:
به سلامت...قربون دلتتتتت...
mahsa دوشنبه 17 تیر 1392 12:11 ق.ظ
فردا یادت نره بیا داستانمو بخونیا
PeGaH پاسخ داد:
باشه الان میرم...
mahsa دوشنبه 17 تیر 1392 12:10 ق.ظ
راستی جات خالی با مینا چنتا پوستر درست کردیم خیلی باحال شده از این به بعد هرچی پوستر گذاشتم حواست باشه تو پوسترا نکته هستا
PeGaH پاسخ داد:
واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟خوش به حالتوننننن...من اعصابم خورد میشه تا یه پوستر بسازم
هیچ وقتم خوشگل نمیشه
mahsa دوشنبه 17 تیر 1392 12:07 ق.ظ
چرا این قسمت سوال نداشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
PeGaH پاسخ داد:
حوصله نداشتم آجی :((((
mahsa دوشنبه 17 تیر 1392 12:04 ق.ظ
دیدی بازم اول نشدم این دفعه تقصیر خواهرم بود هی من گفتم الان پگاه داستان میزاره میگه نه من میخوام فول هوس ببینم
تازه داره پیشنهادم میده میگه به پگاه بگو بره ببینه
PeGaH پاسخ داد:
اشکال نداره...حالا حالاها در خدمتتون هستیم
اتفاقا رفتم خریدمش....بگو حتما میبینم...
mahsa دوشنبه 17 تیر 1392 12:01 ق.ظ
تازه جونگمینم باهاشون بره
PeGaH پاسخ داد:
نگو که چه سر دردی بگیره فرمانده شون
mahsa دوشنبه 17 تیر 1392 12:00 ق.ظ
پگاه تو درباره این خبر چیزی شنیدی
یونگ سنگ قراره امسال بره سربازی. هیونگ و هیون و جونگمینم سال دیگه
من اینو توی سایت به عنوان یه گزارش از زبون هیونگ بود تازه کیو هم بوده
یه دقیقه فکر کن هیون و هیونگ برن سربازی دیگه هیچی از پادگان نمیمونه
PeGaH پاسخ داد:
واقعا؟؟؟؟
یعنی مسئول پادگان یه کم عقل داشته باشه اینارو نمیندازه خوابگاه
اصلا موقع اسم نیسی باید شهرای مختلفو واسشون رد کنن
mahsa یکشنبه 16 تیر 1392 11:57 ب.ظ
ببین اون وقت به من میگه چرا دابل اس نیست این قسمت که هیچی دابل اس نداشت
من دلم واسه داداشام تنگ شده
PeGaH پاسخ داد:
داداشات 34 قسمت خون دل منو خوردن...بذار یه قسمت به دل خودمون رفتار کنیم
mahsa یکشنبه 16 تیر 1392 11:55 ب.ظ
با اینکه از یوری بدم میاد ولی باهاش موافقم
یوری بزن بریم دعوا
PeGaH پاسخ داد:
منم باهاتون میام
مو کشیدن با من...
mahsa یکشنبه 16 تیر 1392 11:52 ب.ظ
وای چقد قشنگ حال آنجلی رو گرفت این میوسون ایول
PeGaH پاسخ داد:
حالا اشکش موندهههههههه
مخلصیمممممممممم
mahsa یکشنبه 16 تیر 1392 11:50 ب.ظ
بزار الان من نظراتو میترکونم تا حالت بیاد سرجاش

بادا بادا مبارک بادا
من دلم عروسی میخواد
PeGaH پاسخ داد:
مهساخانم یه دونه باشههههههههههه
انشالله با دستای خودم عروست کنم...
mahsa یکشنبه 16 تیر 1392 11:47 ب.ظ
آخه خواهر چرا حالت بده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
PeGaH پاسخ داد:
خواهر چیز مهمی نبود...تنک یو
سارا3 یکشنبه 16 تیر 1392 11:15 ب.ظ
جیییییییییییییییییییییییییییییییییییغغ....
چرا حال پگاه اونی من بده؟؟؟؟اجی ختما خوب میشی نه؟؟دعا کردم واست...
بابت داستان هم مرسی..
یه ایت الکرسی بخون و بعدش بخواب خوب میشی..
بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس
PeGaH پاسخ داد:
سلااااااااااااااااام سارا جونییییییییییییییی
من یه کم خلم آجی...همینجور الکی زد به سرم...وگرنه چیزای کوجیک اعصاب منو خورد نمیکنه
ممنون که برام دعا کردی جیگرمممممممممممممممممممم
تو معجزه میکنی
الان خیلی خوبم
بووووووووووووووووووووووووووووووووووس
رنت یکشنبه 16 تیر 1392 10:59 ب.ظ
اوه اوه عجب نقشه ای کشیدن اینا با هم
البته امیدوارم به ضرر این مدیر جوونمون تموم نشه
مرسیییییی عزیزم عالی بود
امیدوارم زودتر حالت بهتر بشه
PeGaH پاسخ داد:
میوسون خبیث میشودددددد
هر جی خدا بخواد انشالله
منم مرسی
ممنونم حالا خیلی بهترم...
aysan یکشنبه 16 تیر 1392 10:04 ب.ظ
سلاممممممممم پگاهم چرااااااااااا حالت خوب نیس عشقممم ....... انشالله حالت زود خوب شهههههههههههههه عزیزززززممم .....

نمیدونم این میهن چه مرگشههههههه چرا اسم منو به خاطر نمیسپارهههههههههه ایشششششششششش ....

من برممممممم داستانووووووو بخونممممم ....

دستتتتتتت ندردههههههههه پگاه جونم
PeGaH پاسخ داد:
سلام آبجی ایسان...نی دونم...دیروز اصلا حوصله نداشتم...امروز همه شو خوابیدم تا حالم جا اومدم...الان خوووووووووووووبم مرررررررسی...
میهن خیلی بچهی بدی شده.....لوس بی خاصیت...
برو به سلامتتتتتت
خواهش موکونم
بووووووووووووووووووووووووووووووس
aysan یکشنبه 16 تیر 1392 10:00 ب.ظ
جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
من اوللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل
PeGaH پاسخ داد:
جییییییییییییییییییییییییییییغ
هورااااااااااااااااااااا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر