تبلیغات
.••ღThe First Korean Web $toriesღ••.

شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

دوشنبه 18 شهریور 1392
ن : mahi-manager cM

㋡پسـ♫ــ ـتــ ثابــ♫ـــــتــــ♫ـ.㋡




خشکو تر با هم میسوزه دیگه نه؟؟...من فقط شرمنده ی اوناییم که الکی سوختن...
نشون دادین همه جا زور باید بالا سرتون باشه تا یه کاریو درست انجام بدین....من که پیش وجدان خودم شرمنده نیستم...چه روزا و شبایی که خودم کشتم انرژیمو وقتمو پولمو گذاشتم به پای این وب...یه هفته مونده به کنکور سراسری بگرد قالب وب پیدا کن عکس درست کن این کارو کن  اون کارو کن...کی میاد واقعا حتی پاشو موقعه ای که کنکور داره بذار تو وب یا پی سرگرمیش باشه؟!...نویسنده پاشو داستان بذار...خواننده ها همراهی کنین!....این جور چیزا با تلاش منه ادم  به وجود نمیاد...اون چیزا باید از درون ادم به وجود بیاد اره تو ...اره اون...من هیچ کدومتونو نمیتونم مجبور به کاری کنم مگر اینکه خودتون بخوایین!...شما هم نخواستین...قبول داشته باشین نخواستین...نه نویسنده نه خواننده...
بگذریم....با این حرفا نه این وب دوباره درست میشه نه من از تصمیمم برمیگردم...
فقط بدونین دل منو خب سوزوندین با کاراتون...همیشه یه گوشه ی ذهنتون جا بدین که دل یه نفرو سوزوندین!....اونایی که مثل من سوختن به خودشون نگیرن....اونی که باید بگیره قضیه رو گرفته ...


جهت اطلاع بعضی از دوستان هم عرض کنم و کاملا این ابهامو  براشون روشن کنم...برای 100 هزارومین بار من رشته ام هنره!...و کسایی که رشته های نیمه متمرکز مثل طراحی پارچه میخوان باید کنکور عملی بدن!...کنکور عملی چه ماهی برگذار میشه؟؟؟ ابان ماه...این یعنی چی؟؟....یعنی تا ابان گیر پات...الان مفهوم افتاد؟؟؟....پس اگه من حضور نداشتم ...یکی رو گذاشتم که مراقب این وب باشه...اگه کوتاهی کرده برین خر خودشو بگیرن نه من فلک زدرو که میگن بیاو ببین خمپاره زدن تو وب اینجا شده قبرستون....در مورد داستان خودم بیخیالش نیستم ...دوسالی متوالی پشت سر هم کنکور داشتم...چه انتظاری دارین از من؟؟؟...که پاشم بیام داستان بذارم...اگه یه داستان خوب میخوایین باید نویسنده کاملا روش تمرکز داشته باشه مخصوصا من وقتی داستان مینویسم تمام ذهنم در گیرش میشه دیگه مامانه میاد یاداوری میکنه سارا پاشو ,غذا نمیخوری؟؟....شما خودتونو بذارید جای من ...میکردین همچین کاریو؟؟؟....
بسه خسته شدم از بس توضیح دادم ....همه چی روشنه!
چند بار به همتون فرصت دادم!...از فرصت استفاده نکردین....

فقط شرمنده ی اونایی هستم که الکی این وسط سوختن من از طرف بقیه ازتون معذرت میخوام!



هر چیز فانی بلخره عمری داره!....عمر اینجا خیلی وقت بود سر اومده بود!...فقط ما به زور دستگاه اکسیژن دادن الکی میخواستیم سر پا نگه اش داریم....بهتره بذاریم به ارامش برسه....این براش خیلی بهتره....
اینجا شروع نویسندگی خیلیا بود...عین یه سکو پرتاب...حتی برای خود من این وب باعث شد بعد از 17 سال بفهمم یه کوچولو استعداد نوشتن دارم و میتونم روش کار کنم...و همینطور خیلیهای دیگه....

این ای دی منه...shadi92nik@yahoo.com اددش کنید حداقل من بقیه دوستامو گم نکنم...



با اختیاراتی که بهم داده شده تمام پنلهارو میبندم و دیگه اینجا اپ نمیشه....




   


دوشنبه 18 شهریور 1392
ن : *almas-shargh* نظرات

The Peace After The Storm // Season 2 // Part 60




سیلاااااااااااااااااااااااااااااام و صد سیلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام^^
.
خوفید؟ خوشید؟ سیلامتید؟ ^^
.
اخ! اخ! اخ! نزن!!! جون اون شوفلت نزن!!!
نزن که کردی کبابم!!!!
نزن!! نزن مادر!! جون من نزن! عاقا نزن!! خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
.

میاااااااااااااااااااااااااااانه
.
پنجشنبه سفرمون یهویی شد و منم چون باید ویرایشش میکردم، نتونستم بتایپمش((((((((
از شنبه صبح تا دیروز عصرم درگیر این انتخاب واحد کوفتی بودم بوخود(((((((((((((((
.
شرمنددددددددددددده((((((((
به جای دیروز امروز اومدم))))))))))))
.
عوضش قول میدم حتما فردا بیام و 5 شنبه هم که حتما میااااااااااااااام))))
قوووووووووووووووول^^
.
عاقا 5 دهه گذشت^^
رفتیم قسمت 60^^
.
این داستان کی تموم بشه جون من بالا میاد!!  خخخخخخخخخخخخ
.

.
هییییییییییییییییییی.....وب چرا اینقدر سوت و کور شده دخملانم؟؟؟؟؟؟؟
دلم بدجوری گرفته از این همه خلوت اینجا

.
.
بوفرمااااااااااااااااایید ادامه^^**********
.
یه قسمت دیه مونده تا داداچ هیونم بیاد
.
نظرااااااااااااااا کم نباشه^^
بوووووووووووووووووش و بخلللللللللللللللللللل^^*********









دوشنبه 18 شهریور 1392

Five Great Love - Ep 19



سلااااااااااااااام به همگی
خوبید؟ خوشید؟

من که اینقد خوشحالم در پوست خود نمیگنجم.



خب یه عذر خواهی بدهکارم به اونایی که برای این قسمت منتظر سورپرایز پارتی بودن.به یه سری دلایل هم نشد تایپ کنم هم اینکه به پارت بندی داستان مربوط میشد.
خلاصه از اونایی که صابون به دلشون زدن عذر میخوام.


خب هر چه سریعتر برید ادامه تا قسمت نوزدهمو بخونید.

پ.ن : پگاه لگدو دریاب .........خخخخخخخخخخخخخخخخخخ

خب حالا بریم سراغ پوستر جدید
یوهاهاهاهااهاهاهاهاهاه










دوشنبه 18 شهریور 1392

the IMMORTALS.part34



ســــــــــــــــــــــــــــــــلام..
واااای من الان بیهوش میشم...امروز اینقدهههههه کار داشتم...فردا هم تولد دوستمه واسه کادو گیر کردم...!!
پس فردا هم لکچر دارم واسه موضوع گیر کردم...!!..
کلا گیر تو گیریه!!..
برین ادامه دخترانم^^



شنبه 16 شهریور 1392

the IMMORTALS.part33



ســــــــــــــــــــــــــــــلام:)
روژین وارد میشوند....
یااااااا خداااا..خانمها بزارین توضیح بدم....واای منو نکشین بزارین توضیح بدم...من رو به زور هفته ی پیش بردن مسافرت...اینقدر یه هوویی پیش اومد من اصلا فرصت نکردم ذخیره بنویسم!!!...ولی عوضش این یه هفته رو کلا میایم به جبران اون یه هفته ای که نبودم:) (چه دختر خوبیم من؟؟..حالا خلع سلاح شین اون لنگه دمپایی ها رو بزارین کنار:) )
روز دختر مبارک!!:)...به افنخار زیباترین و باهوش ترین و قشنگ ترین و عاقل ترین و... موجود کره ی زمی
ن:)،دست مرتب!!...
تولد رومئو هم مبارک...گرچه من اخرش نفهمیدم جریان این رومئو با جونگیمن چی بود!!(نخند!)...
میتینگ ها خوش گذشت راستی؟...من خیلی کنجکاوم بدونم چه طوری گذشته:)
هعی مغزتون رو خوردم:))....برین ادامه ی مطلب دخترانم^،^






جمعه 15 شهریور 1392

BLOODY REVENGE(Autumn spell) sason 2 ...part 44....2



درود....خانماااااااا....

ببخشید این قسمت بازم خماری دارین...مسافرتم لحظه اخر بهم خورد..همین یه مورد و تجربه نکرده بودم که کردم...

ببخشید این قسمت کمه....دارم از خستگی میمیرم راستش...مادربزرگم در حال جابه جایی  خیلی خستم کرد.....اومدم که بد قول نشم....

من خودم قسمت بعد و خیلی دوست دارم......

 

اگه حتی نظر نمیزارین حداقل لایک کنین...هی هی مقصر خودمم که یهو بیخبر  رفتم....برید  ادامه.......



جمعه 15 شهریور 1392

Five Great Love - Ep 18



سلاااااااااااااااام بچه ها خوبید؟ خوشید؟
من که خیلی خیلی خوبم.
خیلیم خوشحالم.


جیییییییییییییییییییییغ بچه ها انگار قراره یه اتفاقایی بیفته.

مثه اینکه بالاخره انتظارا تموم شده. دابل اس قراره برگرده. فقط باید تا تموم شدن سربازی پسرا صبر کنیم.
من که در پوست خودم نمی گنجم.



وای بچه ها من امروز اصلا حال خودمو درک نمیکنم. تا دوباره مثه دیشب قاطی نکردم برم.
شمام برید ادامه که قسمت هجده منتظر شماس.












( تعداد کل صفحات: 159 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]